منهاج سراج
44
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
بعد از ان چون قرلغيان ملتان از دست ملك بلبن بيرون كردند ، از محروسهء تبرهنده لشكر به طرف ملتان برد ، و ملتان ( را ) از دست قرلغيان مستخلص كرد ، ملك اختيار الدين كريز [ ( 1 ) ] را آنجا بنشاند ، و پس چند كرت ميان او و ميان ملك بلبن بسبب حوادث جوار خصومت شد ، چنانچه تقرير كرده شد [ ( 2 ) ] [ و ] حصار اچه از دست ملك ( بلبن ) بيرون كرد ، و تمامت ممالك سند در ضبط او آمد ، چون ملك اعظم الغخان [ ( 3 ) ] لشكرها به طرف ناگور برد ، با ملك شيرخان ، ايشان را مكاوحت رفت در حوالى آب سند ( ملك شيرخان ) از آنجا عزيمت تركستان كرد ( و ) به طرف اردوى مغل رفته [ ( 4 ) ] و بدرگاه منكوخان پيوست ( و ) از آنجا باعزاز بازگشت . و چون به طرف [ ( 5 ) ] لوهور ، و آن حوالى رسيد ، با ملك جلال الدين مسعود شاه بن السلطان [ ( 6 ) ] پيوست و بعاقبت ميان ايشان مكاوحت رفت و ملك جلال الدين به نامرادى بازگشت و اتباع او بدست حشم شيرخان افتاد ، و بعد از ان شيرخان عزيمت ضبط تبرهنده كرد ، چون ارسلان خان از قلعه بيرون آمد ، شيرخان بضرورت مراجعت كرد ( و ) از حضرت مسرعان [ ( 7 ) ] رفتند ، و از اكابر عهد وثايق در ميان آمد ( شيرخان ) به خدمت درگاه پيوست و ملك ارسلان خان هم به حضرت آمد [ ه ] اوده نامزد ارسلان خان شد و تبرهنده حواله شيرخان ( شد ) با جمله ولايت و اقطاعاتى كه در ما تقدم داشته است [ ( 8 ) ] چندگاه بدان سرحد مىبود ، ميان او و ميان ملك بلبن برقرار ما تقدم خصومت قايم مىبود ، از حضرت اعلى لازال عاليا فرمان شد ، تا شيرخان به حضرت آمد و به جهت دفع خصومت سرحد تبرهنده حواله نصرتخان سنقر صوفى شد ، و ولايت كول و بهيانه [ ( 9 ) ] و بلارام و جليسر و مهر ( و ) مهاون و قلعه كاليور [ ( 10 ) ] كه از حصون [ ( 11 ) ] نامدار اسلام است حواله او شد ، و تا اين غايت آنجاست كه تاريخ اين اوراق در قلم آمد ، و ذلك فى رجب سنه ثمان ( و ) خمسين و ستمائة [ ( 12 ) ] [ و الله اعلم باحوال العالم ]
--> [ ( 1 ) ] مط : كريز ، اصل و راورتى . كريز ، [ ( 2 ) ] مط : كرده آيد ، [ ( 3 ) ] اصل : ملك معظم خان اعظم الوخان [ ( 4 ) ] مط : رفت [ ( 5 ) ] مط : و چون بحوالى لوهور رسيد با ملك [ ( 6 ) ] مط : بن سلطان [ ( 7 ) ] اصل : سرعان [ ( 8 ) ] مط : بود ، [ ( 9 ) ] مط : بهتانه [ ( 10 ) ] مط : كاليوار . [ ( 11 ) ] اصل : از حضرت نامدار ، [ ( 12 ) ] مط : ملك تعالى سلطان معظم را پاينده داراد .